ايرج افشار
294
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
كردن آنها برروىهم به كار برده شده و ظرافتى كه در بنّايى قسمت خارجى آن داخل كردهاند شايان دقّت بسيار است و براى استحكام و پايدارى آن همين بس كه با وجود تمام انقلابات آسمانى و زمينى و تردّد قوافل و مسافر باز قريب سيصد و كسرى سال است باقى مانده و هنوز هم بالنّسبه سر و صورتى قابل توجه و دقت دارد . مقارن عصر به جلگهء برخوار و حومهء شهر تاريخى اصفهان يعنى پايتخت باشكوه صفويّه و مشهورترين بلاد ايران رسيدم . از اين فاصله به بعد دشت وسيعى است كه همهجا سطح آن را يك طبقه خاك چسبندهء ضخيمى پوشانده كه عبور از آن در زمستان فوق العاده مشكل و غيرميسور است و اطراف آن [ 17 ] شكارگاه خوبى است . در اينجا دو نفر از صاحبمنصبان لشكر جنوب سردار اعظم و سردار بهادر كه به استقبال آمده بودند اجازه خواستند كه از من جدا شوند و از شكارهاى اين قسمت براى ورود به اصفهان نصيبى همراه بياورند . برخوار يكى از بلوك حاصلخيز و آباد اصفهان است و چندين رشته قنات و كاريز دارد و اهالى آن به زراعت اقسام نباتات مشغولند . مركز و آبادى مهم اين قسمت گز است كه در سه فرسخى اصفهان و متصل به آن شهر واقع شده و دو قريهء معروف سين و گرگاب نيز جزء اين بلوك به شمار مىآيند و همين دو قريه هستند كه خربزهء آن از شدت خوبى و لطافت شهرهء آفاق شده است . در اصفهان اقسام مختلفهء خربزه كاشته مىشود ولى آن قسم كه از همه مرغوبتر و مشهورتر است همين خربزهء سين و گرگاب است كه آن را خربزهء لطيفى مىگويند و آن در نهايت عطر و شكنندگى و سفيدى است و در شيرينى و خوشطعمى بىنظير است . وزن آن از سه چارك تا يك من شاه [ و ] موقع رسيدن آن از نيمهء سنبله تا اول عقرب ولى پس از چيدن تا نوروز بلكه بعد از آن هم مىماند و دوام مىكند . * * * كمكم سواد شهر اصفهان كه در ميان گردوغبار نمايان بود ظاهر شد و اوّل